ناترازی انرژی؛ بحرانی که حالا زمستان را هم هدف گرفته است
ناترازی انرژی در ایران دیگر تنها یک چالش تابستانی نیست. امسال برای اولین بار در این مقیاس، خاموشیهای گسترده به زمستان هم کشیده شدهاند و حتی مشترکین خانگی هم با قطعیهای پیاپی مواجه شدهاند. این اتفاق نشان میدهد که بحران انرژی در کشور نهتنها حل نشده، بلکه هر سال عمیقتر شده است.
اما سوال اینجاست: چه چیزی باعث شده تا کشور در فصلی که بهطور سنتی تقاضای برق کمتر از تابستان است، با این حجم از خاموشیها روبهرو شود؟
وزارت نیرو؛ ضعف در مدیریت تولید و مصرف برق
وزارت نیرو بار دیگر بهانه همیشگی خود را تکرار میکند: کمبود سوخت نیروگاهها. اما این سؤال مطرح میشود که اگر از بحران سوخت اطلاع داشتند، چرا هیچ اقدامی برای کاهش شدت آن انجام نشد؟
• چرا هیچ پیشبینی و برنامهای برای مدیریت بحران در فصل سرما وجود نداشت؟
• چرا طی سالهای گذشته سرمایهگذاری جدی در توسعه نیروگاههای جدید و افزایش بهرهوری نیروگاههای موجود انجام نشده؟
• چرا برنامههای بهینهسازی مصرف برق بهدرستی اجرا نشده و همچنان شبکه برق کشور در برابر نوسانات مصرف آسیبپذیر است؟
نیروگاهها؛ بیشترین هدررفت انرژی
علاوه بر این، نیروگاهها که به عنوان اصلیترین منابع تولید برق شناخته میشوند، خود بزرگترین عامل هدررفت انرژی در کشور هستند. بازدهی پایین، مصرف بیش از حد سوخت، و قدیمی بودن فناوریهای مورد استفاده، باعث شده است که درصد بالایی از سوخت مصرفی عملاً تلف شود. این ناکارآمدی در تولید برق، یکی از دلایل اصلی خاموشیهای مکرر و ناترازی انرژی در کشور است.
وزارت نفت؛ بحران گازی که هر سال تکرار میشود
در طرف دیگر، وزارت نفت ادعا میکند که سوخت موردنیاز نیروگاهها را تأمین کرده است، اما اگر این ادعا درست است، چرا خاموشیهای گسترده به این شکل در حال وقوع است؟
• مگر ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز دنیا نیست؟ پس چرا حتی برای تأمین نیاز داخلی هم دچار مشکل هستیم؟
• چرا توسعه میادین گازی متوقف شده و زیرساختهای پالایشی کشور توان تأمین نیاز نیروگاهها را ندارند؟
• چرا در حالی که دولت مدعی افزایش تولید گاز است، کمبود سوخت نیروگاهها هر سال شدیدتر میشود؟
فشارافزایی در میادین گازی انجام نشده؛ علت اصلی افت تولید؟
یکی از مهمترین دلایل کاهش توان تأمین گاز کشور، عدم اجرای پروژههای فشارافزایی در میادین گازی است. بسیاری از مخازن گازی ایران در نیمه دوم عمر خود قرار دارند و برای حفظ سطح تولید، نیازمند پروژههای فشارافزایی هستند. با این حال، در سالهای اخیر، هیچ اقدام موثری در این زمینه انجام نشده است.
• چرا با وجود هشدارهای متعدد کارشناسان درباره افت فشار میادین گازی، اقدامی برای فشارافزایی انجام نشده است؟
• آیا نبود سرمایهگذاری در این بخش به دلیل ضعف مدیریتی است یا کمبود منابع مالی؟
• اگر این روند ادامه پیدا کند، چه آیندهای در انتظار تأمین انرژی کشور خواهد بود؟
قطعیهای مکرر برق و تعطیلیهای گسترده؛ پیامد بیکفایتی مدیریتی
نتیجه این سوءمدیریت چیزی جز قطعیهای مداوم برق و تعطیلیهای گسترده در پایتخت و سایر استانها نبوده است. این تعطیلیها، ادارات، صنایع، کسبوکارها و حتی سیستمهای خدماتی و درمانی را فلج کرده و اقتصاد کشور را به چالش کشیده است.
قطعی برق در زمستان، زنگ خطری است که نشان میدهد بحران انرژی در کشور به مرحلهای رسیده که دیگر فصل سرما و گرما نمیشناسد. ناتوانی در مدیریت منابع، عدم هماهنگی بین دو وزارتخانه، و نبود برنامهریزی صحیح، باعث شده مردم و صنایع هر سال بیشتر از قبل تاوان این بیکفایتی را بپردازند.
تا کی قرار است بحران انرژی، اقتصاد و زندگی مردم را فلج کند؟
سوال اصلی اینجاست: آیا وزرای نفت و نیرو حاضرند مسئولیت این افتضاح مدیریتی را بپذیرند و کنار بروند، یا همچنان قرار است با فرافکنی و پاسکاری مسئولیت، کشور را به سمت بحرانهای عمیقتر ببرند؟
