به گزارش اختصاصی پتروچی؛ پتروشیمی ستاره گچساران، سومین پروژه پتروشیمی در همان شهرستان، با حضور معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی کلنگزنی شد؛ در حالیکه استان بوشهر، با گناوه و دشتستانش، هنوز در مرحله حسرتخوردن از کنار گذاشتهشدن و بیتوجهی به ظرفیتهای بالفعل خود بهسر میبرد. تأسفبارتر اینکه این پروژه در گچساران قرار است خوراک موردنیاز دو پتروشیمی مستقر در ماهشهر را نیز تأمین کند؛ آنهم از مسیری که میتوانست مستقیماً به توسعهی بوشهر منتهی شود.
در این میان، این پرسش بهشدت جدی است: چگونه استانی که میتواند خوراک موردنیاز چندین پتروشیمی را تأمین کند، هنوز نتوانسته یک پروژه در دشتستان یا گناوه را به فاز اجرایی برساند؟ چرا مدیران استان در برابر چنین تناقضی سکوت کردهاند؟ انتقال خوراک از بوشهر به مناطق دیگر، اگر در همان استان به تولید ارزش افزوده و اشتغال منجر نشود، چیزی جز توسعهزدایی و نادیدهگرفتن ظرفیتهای بالقوه منطقه نیست.
جالبتر آنکه در همین شرایط، برخی جریانها با توجیهات سطحی زیستمحیطی، به حمایت از توقف و لغو پروژههای پتروشیمی دشتستان و گناوه برخاستهاند؛ گویی دغدغه محیطزیست فقط باید در استانهایی فعال شود که هنوز ابتداییترین حق خود از توسعه ملی را نگرفتهاند.
استاندار بوشهر؛ غیبت پشت میز توسعه
استاندار فعلی بوشهر در حالی بر مسند مدیریت عالی استان تکیه زده که نه تنها راهبردی روشن برای جذب سرمایهگذاری ندارد، بلکه بهنظر میرسد از حداقل توان اقناعی برای دفاع از حقوق صنعتی و اقتصادی استان در سطح ملی نیز بیبهره است.
بیتحرکی آشکار، بیبرنامگی، و ناتوانی در ایجاد اجماع دروناستانی برای پیشبرد طرحهای توسعهای، تصویر دقیقی از عملکرد وی در حوزههای اقتصادی و صنعتی است.
نمایندگان استان؛ صدای خاموش خانه ملت
در چنین شرایطی، انتظار میرفت نمایندگان مردم در مجلس، زبان گویای دردهای مزمن توسعهنیافتگی استان باشند. اما خروجی سکوت، انفعال، و در مواردی مماشات این نمایندگان با جریان مرکزی قدرت، چیزی جز فرصتسوزیهای پیاپی برای استان نبوده است.
چرا صدای بوشهر در مجلس شنیده نمیشود؟ چرا هیچیک از نمایندگان، کلنگنخوردهماندن پروژههایی چون پتروشیمی گناوه و دشتستان را بهعنوان مطالبه عمومی مطرح نمیکند؟ پاسخ روشن است: ترجیح منافع سیاسی، بر مسئولیت ملی.
نگرش توسعهمحور کجاست؟
در استانهای دیگر، توسعه اولویت ملی است، نه موضوعی جناحی. نگاهی به همسایگان بوشهر بیندازید؛ اتحاد سیاسی، همافزایی مدیریتی و اراده مشترک، هر ساله منجر به افتتاح پروژهای جدید میشود. اما در بوشهر، اختلافات، سکوتهای سنگین، و بیتفاوتی نسبت به آینده اقتصادی استان، به چرخهای از محرومیت ساختاری تبدیل شده است.
سهم بوشهر از توسعه: نگاه از دور، سهم صفر
باور به شایستهسالاری، تفکر سیستمی و تخصصمحوری در این استان، نه تنها نهادینه نشده، بلکه عملاً با انتصابات قوممحور و ناکارآمد، به حاشیه رانده شده است.
وقتی خوراک پتروشیمی از بوشهر هزاران کیلومتر دورتر منتقل میشود و در مقابل، نرخ بیکاری در خود استان تثبیت میشود، دیگر چه دلیلی برای ماندن در حاشیه وجود دارد؟ آیا این نشانهای از بیکفایتی نیست؟
سخن پایانی پتروچی:
تا زمانی که استاندار بوشهر صرفاً نقش یک مدیر تشریفاتی را ایفا میکند و نمایندگان مردم حاضر به دفاع جدی از حقوق توسعهای استان نیستند، بوشهر در رقابت ملی برای سرمایهگذاری، همیشه یک قدم عقبتر خواهد ماند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، این استان نیازمند یک شوک مدیریتی، تجدیدنظر در نگرش سیاسی و ورود ارادهای فراتر از روزمرگی اداری است.
