به گزارش پتروچی، پس از سالها وعده و انتظار، پروژه «هایکو» شرکت پتروشیمی کارون بالاخره در مهرماه ۱۴۰۴ وارد مرحله راهاندازی شد؛ اما این آغاز، بیش از آنکه بوی موفقیت بدهد، یادآور پرسشی قدیمی است: چرا پروژهای که باید سه سال پیش به بهرهبرداری میرسید، تازه امروز در فاز راهاندازی است؟
طرح «هایکو» با سرمایهگذاری ۶۰ میلیون یورویی و هدف تأمین پایدار خوراک زنجیره تولید ایزوسیانات در تیرماه ۱۳۹۸ آغاز شد. وعدهی نخست بهرهبرداری این طرح، در سال ۱۴۰۱ بود، وعدهی دوم در نیمه نخست ۱۴۰۲، و در حالیکه تا آذرماه همان سال به پیشرفت فیزیکی ۹۱ درصدی رسیده بود، پروژه همچنان پشت سد اجرا ماند تا امروز خبر آغاز راهاندازی منتشر شود.
در مراسم راهاندازی این طرح، مدیرعامل پتروشیمی کارون گفت:
«ما نه تاکنون و نه از این پس که پروژه وارد فاز تولید تجاری میشود، کیفیت راهاندازی را فدای سرعت نخواهیم کرد.»
این جمله، اگرچه ظاهراً نشانهی مسئولیتپذیری است، اما پرسش اصلی را خاموش نمیکند. آیا این تأخیر طولانی را میتوان بهنام «مراقبت از کیفیت» توجیه کرد؟ آیا کیفیت راهاندازی باید بهانهای برای کندی تصمیم و فرسایشی شدن طرح باشد؟
در واقع، «هایکو» دیگر صرفاً یک پروژه نیست؛ آینهای از نحوه مدیریت پروژههای سرمایهگذاری بزرگ در صنعت پتروشیمی ایران است. طرحی که با ۹۱ درصد پیشرفت فیزیکی در آذر ۱۴۰۲، میتوانست همان موقع وارد مدار تولید شود، اما گرفتار چرخهای از ملاحظات، بازنگریها و شاید هم محافظهکاری مدیریتی شد.
تأکید بر کیفیت، ارزشمند است؛ اما وقتی این تأکید سالها طول میکشد، معنای خود را از دست میدهد و به سپری برای پنهان کردن کندی تبدیل میشود. در صنعتی که هر ماه تأخیر، میلیونها دلار زیان و عدم النفع ایجاد میکند، مدیران باید پاسخ دهند که مرز میان دقت فنی و تعلل مدیریتی کجاست؟
با توجه به نرخ بازگشت سرمایه ششماهه در پروژه هایکو، دیگر نمیتوان تأخیر چندساله را با هیچ توجیه فنی یا مدیریتی پوشاند. چنین عددی، یعنی بازگشت کل سرمایه در فاصلهای کمتر از یک دوره مالی معمول، نشان میدهد هر ماه توقف یا تعلل، بهمنزله ازدسترفتن فرصتی معادل میلیونها دلار سود خالص است. روزی که این پروژه بالاخره به تولید تجاری برسد، باید صادقانه، شفاف گفته شود: هزینههای این چند سال تأخیر دقیقاً چقدر بوده؛ چه پشتوانه فنی، مالی یا مدیریتی موجب شد پروژهای با این نرخ بازده، از مسیر سرعت خارج شود؛ و چهکسی باید پاسخگوی این وقفه باشد؟
با وجود همه این تردیدها، آغاز مرحله راهاندازی «هایکو» قطعاً یک گام مثبت است. اما روزی که این پروژه به تولید تجاری برسد، باید شفاف و صادقانه گفته شود: هزینههای این چند سال تأخیر چقدر بوده، و چه کسی مسئول آن است؟
اگر پتروشیمی کارون بخواهد «کیفیت راهاندازی» را به معنای واقعی کلمه ثابت کند، باید کیفیت پاسخگویی را نیز به همان اندازه جدی بگیرد. زیرا صنعتی که شجاعت نقد خود را داشته باشد، تنها همان صنعت میتواند مدعی کیفیت واقعی شود.
تأخیر در طرحی با بازگشت سرمایه ۵۰ درصدی یک هشدار است؛ هشداری درباره ضعف نظام تصمیمگیری، بیانضباطی پیمانکاران، یا محافظهکاری مدیریتی پشت شعارهای ظاهراً فنی مثل «کیفیت را فدای سرعت نخواهیم کرد». کیفیت، اگر شش سال طول کشیده باشد، دیگر اسمش کیفیت نیست؛ آن، توقفی پرهزینه است که باید عددش منتشر شود.
زیرا صنعتی که از بازگشت سریع سرمایه سخن میگوید، نمیتواند در برابر بازگشت دیرهنگام اعتماد سکوت کند. مدیران پتروشیمی کارون، باید پاسخی شفاف در برابر افکار عمومی و جامعه تخصصی بدهند؛ پاسخی به این سؤال ساده اما سنگین:
هزینهی این چند سال تأخیر چقدر بود، و چه کسی مسئول آن است؟
